پاسخ به يک انتقاد
۱: من در این وبلاگ کتاب "تکامل فلسفی من " اثر برتراند راسل را معرفی کردم.بعد از آن نقدی از طرف دکتر شیخ رضایی -که به عنوان ویراستار در کتاب از ایشان ذکر شده بود -منتشر شد.از انجاییکه کتاب را معرفی کرده بودم نقد دکتر شیخ رضایی را نیز در این وبلاگ منتشر کردم.آقای نواب مقربی مترجم اثر فوق نقدی را نوشته بود و در روزنامه اعتماد -که نقد دکتر شیخ رضایی چاپ شده بود- منتشر کرده بود.حالا به هزار و یک دلیل نانوشته این نقد نیز در اینجا منتشر می شود تا آقای مقربی فکر نکنند که من " ابزار دست " کسانی هستم.
|
نواب مقربي |
نکته ديگر اين است که مترجم تا کجا مي تواند اصلاح هاي ويراستار را ناديده بگيرد و از اصلاح آنچه ويراستار متذکر مي شود سر باز زند؟ پاسخ اين است که هرکجا خطاي دستوري و منطقي و اشتباه در ترجمه وجود نداشته باشد مترجم مي تواند راه خود را پيش بگيرد و شيوه خود را اعمال کند. ممکن است شما کلمه «رفراندوم» را بپسنديد و من کلمه «همه پرسي» را، يا شما کلمه «غور و خوض» را به کار بريد و من کلمه «کند و کاش» را، ولي اين امر تنها تفاوت در سليقه است، همين و بس. در جاي ديگر آقاي شيخ رضايي ادعا مي کند مترجم نبايد بدون جلب نظر ويراستار نام او را در کتاب درج مي کرد و مسووليتي حرفه يي را بر دوش او تحميل مي کرد. ولي تا آنجا که من مي دانم نام ويراستار در پيشگفتار من در آغاز کتاب آمده است و نخستين کسي که پيش نويس پيشگفتار را مطالعه کرد و درباره آن اظهارنظر کرد خود ويراستار بود، اما من به هيچ روي به ياد نمي آورم که اعتراضي شده باشد زيرا اگر چنين بود بي ترديد اصلاحي در ذکر نام صورت مي دادم تا اين اندازه مايه رنجش خاطر نازک ويراستار نشوم. در قسمت بعد ويراستار به نقل فقره هايي از کتاب مي پردازد که او اصلاح آنها را پيشنهاد کرده ولي مترجم اصلاحي صورت نداده است. نکته نخست به ترجمه پاراگراف نخست فصل آغازين کتاب تکامل فلسفي من مربوط است. در اين پاراگراف من کلمه evolution و revolution را به انقلاب ترجمه کرده ام، حال آنکه کلمه نخست به معناي تکامل تدريجي و تنها کلمه دوم به معناي انقلاب است. ولي اين امر تنها به سبب خطاي ديد بوده است نه اهمال يا ناآگاهي مترجم. در متن اصلي evolution با حرف تعريف an به کار رفته است يعني به اين صورت «an evolution» که املاي آن شبيه «a revolution» است. ولي از آنجا که متن اصلاح شده ويراستار در دسترس نيست، تعيين درستي يا نادرستي مدعا نيز امکان ندارد. به علاوه برخلاف آنکه آقاي شيخ رضايي ادعا مي کند پاراگراف يادشده سراسر بي معنا نيست بلکه تنها يکي از کلمه هاي آن نادرست ترجمه شده است. آنچه بيش از همه مرا شگفت زده مي کند اين است که آقاي شيخ رضايي که اين همه دل نگران اعتبار علمي خويش است و چونان ويراستار بار سنگيني را بر دوش خود احساس مي کند و خود را چنين موشکاف مي پندارد، نتوانسته است تشخيص دهد سراسر متن کتاب، ترجمه خود مترجم نيست، توضيح آنکه من در ترجمه کتاب راسل از کارهاي مترجماني که در اين زمينه کار کرده اند و يد طولايي دارند همچون آقاي احمد بيرشک و ميرشمس الدين اديب سلطاني استفاده کرده ام و در بعضي موارد قطعه هايي از ترجمه هاي ايشان را که به نظرم صحيح مي رسيده است، نقل کرده ام. براي نمونه، جمله زير را از کتاب زندگينامه راسل به قلم خودش نقل کرده ام؛ «او پرسيد؛ «چرا سکه مي چرخد؟» پاسخ دادم؛ «براي آنکه با انگشتانم زوجي به آن وارد مي کنم.» گفت؛ «از زوج ها چه مي داني؟» گفتم؛ «آه، همه چيز را درباره زوج ها مي دانم.» »(ص 51) آقاي شيخ رضايي از روي ناآگاهي گمان مي کند اين ترجمه از آن من است و بر ترجمه من ايراد وارد مي کند. البته آقاي شيخ رضايي مي تواند ادعا کند که قريحه ترجمه او بسيار بهتر از آقاي بيرشک است و اينکه آقاي بيرشک که از متخصصان و مولفان رياضي شناخته شده کشور ما محسوب مي شوند در ترجمه اين جمله ساده ناتوان بوده است، البته اين ايرادي است که آقاي احمد بيرشک اگر در قيد حيات بود، مي توانست به آن پاسخ بگويد نه من. همچنين قطعه ديگري وجود دارد که مربوط به ترجمه آقاي اديب سلطاني است که بي دخل و تصرف از کتاب جستارهاي فلسفي نوشته برتراند راسل نقل شده و نشاني آن در پانويس کتاب آمده است، ولي باز در اينجا نيز آقاي شيخ رضايي تغافل مي کند و من گمان مي کنم به عبارت دقيق تر که تجاهل مي کند.
سخن آخر اينکه کار ويراستار اين نيست که قلم به دست بگيرد و زير جمله هايي را که نمي پسندد يا اشتباه فرض مي کند خط بکشد و سپس از مترجم بخواهد هر جور شده آنها را تغيير دهد، ويراستار اگر ادعاهاي بزرگ دارد بايد خود معادل هايي را که درست مي داند پيشنهاد کند. آقاي شيخ رضايي ادعا مي کند معادل هاي من براي عبارت هايي چون «atomicity»، «statement»، «mutually independent»، «self reflexive reference» رسا نيست، ولي خود به هيچ روي توضيح نمي دهد چه معادل هايي را رسا و بسنده مي داند. در پايان مسووليت تمامي کاستي هاي ترجمه خود را به گردن مي گيرم و در چاپ هاي بعدي علاوه بر حذف نام ويراستار همه ايرادهاي موجه کتاب را برطرف خواهم کرد. بر اين باورم که هيچ اثري خواه ترجمه، خواه تاليف هرگز کامل نيست بلکه تنها مي تواند تا اندازه يي به حد کمال نزديک شود ولي براي رسيدن به کمال شرط اول قدم آن است که ناتوانايي ها و کاستي ها و کژي هاي کار خود را فروتنانه و با سعه صدر بپذيريم و در جهت اصلاح آنها گام برداريم.
جلال بشارتی



در این وبلاگ اخبار فلسفه علم و حوزه های مرتبط منتشر می شود.