بررسی" درآمدی به فلسفه ذهن"

 

درآمدی به فلسفه ذهن

فلسفه ذهن با مغز و مطالعات تجربی پیوندی عمیق دارد

دکتر شیخ رضایی با بیان اینکه فلسفه ذهن پیوند نزدیکی با مغز و مطالعات تجربی دارد، افزود: امروزه نمی توان بدون در نظر گرفتن دستاوردهای علم تجربی در مورد ذهن سخن گفت.

به گزارش خبرنگار مهر، نشست نقد و بررسی کتاب" درآمدی به فلسفه ذهن" اثر کیت مسلین عصر سه شنبه 18 خرداد با حضور دکتر محمد سعیدی مهر، دکتر حسین شیخ رضای و دکتر مهدی ذاکری در شهر کتاب برگزار شد.

شیخ رضایی: ادبیات فلسفه ذهن باید ساخته شود

دکتر شیخ رضایی به معرفی نویسنده کتاب " درآمدی به فلسفه ذهن" پرداخت و گفت: کیت مسلین فیلسوف شناخته شده ای نیست و بیشتر در کالج(مدرسه) تدریس کرده و به نگارش کتابهایی برای کسانی که می خواهند با فلسفه آشنا شوند مشغول است.

وی تأکید کرد: کتابهای درسی و آموزشی در فلسفه ذهن به دو گروه عمده تقسیم می شوند؛ یک دسته کتابهایی است که در آن بحثهای سنتی و متافیزیکی ذهن غلبه بیشتری دارد و دسته دیگر کتابهایی که غلبه مباحث بیشتر به سمت مطالعات تجربی- شناختی در مورد ذهن و مغز است تا مطالعات متافیزیکی.

دکتر شیخ رضایی با بیان اینکه فلسفه ذهن پیوند نزدیکی با مغز و مطالعات تجربی دارد، افزود: امروزه نمی توان بدون در نظر گرفتن دستاوردهای علم تجربی راجع به ذهن سخن گفت.

وی با موفق خواندن ترجمه کتاب" درآمدی به فلسفه ذهن"، این کتاب را در دسته اول کتابهای آموزشی فلسفه ذهن گنجاند و گفت: مسئله دوگانه انگاری در فلسفه ذهن مهم است و باید بدانیم لزوما همه کسانی که در سنت فلسفه اسلامی کار کردند دوگانه انگار نبودند و نفی دوگانه انگاری نفی یکی از بدیهیات و اصول پذیرفته شده کلامی –الهیاتی اسلامی نیست. علاوه بر آن دو فصل آخر "هویت شخصی" کار بیشتری می طلبد به این معنی که برای کسانی که دغدغه معاد جسمانی دارند می تواند مؤثر باشد.

وی با بیان اینکه ادبیات فلسفه ذهن را نداریم و باید ساخته شود، افزود: کتاب "درآمدی به فلسفه ذهن" به نوعی ترجمه فرهنگی و کاری شبیه بومی کردن است اما این بومی کردن گاهی به جای تسهیل خواندن، در بستر مطالعه وقفه ایجاد می کند.

شیخ رضایی در پایان کتاب "درآمدی به فلسفه ذهن" را مطلوب خواند و آن را به عنوان کتاب درسی پیشنهاد کرد.

در ابتدای این نشست دکتر مهدی ذاکری ترجمه کتاب "درآمدی به فلسفه ذهن" را گزینشی و در راستای طرح کلان فلسفه نفس پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی عنوان کرد و گفت: هدف طرح کلان فلسفه نفس این است که مسئله نفس را که در سنت اسلامی داشتیم به صورت روزآمد به روش تحلیلی مطرح کرده و از سوی دیگر اهل فلسفه نباید از مباحثی که در میان فیلسوفان تحلیلی درباره ذهن مطرح است غافل باشند.

ذاکری: کتاب با هدف ایجاد زمینه برای نظریه پردازی در مورد نفس ترجمه شده است

وی با بیان اینکه هدف نهایی طرح کلان فلسفه نفس در واقع ایجاد زمینه برای نظریه پردازی در مورد نفس بر اساس دیدگاههای فلاسفه مسلمان است، افزود: با این هدف کتاب "درآمدی به فلسفه ذهن" را ترجمه کردم که ضمن معرفی متونی در حوزه فلسفه ذهن، تقریر جدیدی از نظر فلاسفه مسلمان در مورد نفس ارائه و زمینه ای برای آشنایی مخاطب فارسی زبان با فلسفه ذهن در میان فیلسوفان تحلیلی فراهم شود.

ذاکری ترجمه کتاب" درآمدی به فلسفه ذهن" را مربوط به سال 85 اعلام کرد و گفت: بیش از 10 کتاب به صورت کلی در فلسفه ذهن از فیلسوفان مختلف مطالعه کردم تا در نهایت این کتاب را برای ترجمه انتخاب کردم.

مترجم "درآمدی به فلسفه ذهن" بر جامعیت این کتاب به نسبت دیگر آثار حوزه فلسفه ذهن تأکید کرد و نگاه تاریخی به مباحث فلسفه ذهن، جامعیت دیدگاههای اصلی فلاسفه، مسائل مهم فلسفه ذهن و داشتن متن آموزشی را از ویژگیهای آن برشمرد.

وی به مسئله دوگانه انگاری به عنوان یکی از مباحث مهم فلسفه ذهن که کمتر در آثار فلسفه ذهن به آن پرداخته می شود، اشاره کرد و افزود: فلاسفه ذهن در دوره اخیر معمولا فیزیکالیست هستند و از ابتدا فرض را بر این می گذارند که دوگانه انگاری جوهری مردود و قابل بحث نیست اما برای ما دوگانه انگاری جوهری مهم است چون در سنتی فکر می کنیم که حکمای مسلمان معمولا دوگانه انگاری جوهری را در مشاء به طور کامل و در حکمت متعالیه و اشراق با تفاوتهایی پذیرفته اند.

ذاکری با اشاره به دشواری های ترجمه متون جدید به ویژه در حوزه فلسفه، به طرح مسائل مختلفی که حین ترجمه کتاب با آن روبرو شده، پرداخت.

سعیدی مهر: امروزه فلسفه در غرب در عمق مباحث روزمره زندگی وارد شده است

در ادامه این نشست دکتر سعیدی مهر با انتقاد از کم توجهی به مباحث فلسفی در بین عام و به ویژه در میان فرهیختگان تصریح کرد: شاید بخشی از این کم توجهی متأثر از دشواری مباحث فلسفی باشد به گونه ای که در غرب نیز مجامع فلسفی بیشتر حوزه خصوصی دارد اما کتاب " درآمدی به فلسفه ذهن" می تواند گامی برای ایجاد ارتباط  با مخاطبان علاقمند به فلسفه باشد.

عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس یکی دیگر از دلایل کم توجهی به فلسفه را غلبه مباحث حوزه مابعدالطبیعه در ایران دانست و افزود: مسائل متافیزیک بسیار مهم است اما مخاطب ویژه می طلبد. در غرب طی تحولات چشمگیر، متافیزیک که روزی حرف اول را در حوزه فلسفه می زد امروزه تنزل پیدا کرده و فلسفه به مانند سلولی زنده طی رشد تاریخی خود به مرحله ای از باروری رسیده است که به طور طبیعی در نیمه دوم قرن بیستم در غرب دچار تکثیر سلولی می شود و امروزه از آن شاخه های مختلف فلسفی پدید می آید که "فلسفه ذهن" یکی از مباحث جدا شده از فلسفه های سنتی است.

وی ترجمه کتاب " درآمدی به فلسفه ذهن" را خوب توصیف کرد و افزود: ما در فلسفه در عصر ترجمه به سر می بریم و چیزی شبیه نهضت ترجمه در جامعه اسلامی اتفاق افتاده است و امروز بعد از گذشت 11 قرن به نوعی به آن فضا برگشته ایم و باید مقطعی را برای خود تعریف کنیم.

سعیدی مهر با انتقاد از بی توجهی به فلسفه تحلیلی تأکید کرد: فلسفه قاره ای بیشتر در جامعه ما نمود داشته اما حدود 15 سال است که توازن به نفع تحلیلی رقم خورده، هرچند که معتقدم باید به هر دو حوزه تحلیلی و قاره ای توجه شود.

وی با اشاره  به وجود تنوع کتب درسی و آموزشی به روز در حوزه فلسفه غرب، نبود کتاب درسی در حوزه فلسفه را یکی از ضعفهای اساسی فلسفه در کشور ایران خواند.

کاخ سفید از حیات مصنوعی چه می خواهد؟

 

 هادی صمدی

خط خبر دانش شهر : دکتر هادی صمدی عضو هیئت علمی گروه فلسفه علم دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات، در گفتگو با خط خبر دانش شهر ضمن تأکید بر اهمیت خبر تولید حیات مصنوعی، قرن حاضر را قرن زیست شناسی خواند و افزود باید آماده اکتشافاتی در زیست شناسی باشیم که روزی حتی تخیل آن را هم نداشته ایم.

دکتر صمدی پژوهشگر حوزه فلسفه تکامل و ژنتیک ضمن هشدار در رابطه با سوء استفاده های احتمالی از این دستاورد شگرف علمی، تجرکات کاخ سفید در مورد این پروژه را مورد توجه قرار داد و افزود: “من به این نظارت اصلاً خوشبین نیستم و آن را مصداق کامل دادن گوشت به دست گربه می دانم.”

تحریریه خط خبر دانش شهر، با در نظر گرفتن اهمیت خبر برای علاقمندان، در این جا متن کامل مصاحبه با دکتر هادی صمدی را منتشر می کند.

- خبر تولید حیات مصنوعی را از دیدگاه یک پژوهشگر فلسفه علم چگونه ارزیابی می کنید؟

خبر بسیار مهمی بود. این خبر بحث های زیادی را در فلسفه ی علم، خصوصاً متافیزیک علم، رونق خواهد داد. بحث پیرامون فیزیکالیسم و پدیده های نوظهور (emergent properties) از مهم ترین این مباحث است. اما مهم تر از آن، فیلسوفانی که در مباحث مربوط به اخلاق در علم مشغول فعالیت اند هیزم فراوانی را در تنور بحث های خود خواهند یافت.

- در مقایسه با واکنش های سریع واتیکان و دیگر ادیان، چرا جامعه دینی شیعی در مقابل حیات مصنوعی، شبیه سازی و از این قبیل تحقیقات موضع گیری نمی کند؟

شاید قدری دیرتر، اما سنجیده تر پاسخ گفتن، بهتر است از پاسخ های سریعی که نیازمند عقب نشینی های بعدی اند. تاریخ نشان می دهد که بسیاری از موضع گیری های سریع نسبت به دستاوردهای علمی از جانب نهادهای دینی، موضع گیری های سنجیده ای نبوده و به عقب نشینی های بعدی انجامیده است. عذر خواهی پاپ قبلی از موضع گیری کلیسا نسبت به گالیله شاهدی بر این سخن است. بنابراین من سکوت فعلی را منفی ارزیابی نمی کنم. اما در مورد دیگری که نام برده اید، یعنی شبیه سازی، تا جائیکه می دانم موضع گیری هایی صورت گرفته است. سمت و سوی عمومی موضع گیری ها در این جهت بوده است که شبیه سازی مولد را مردود و شبیه سازی غیر مولد را مطلوب بیانگارند.
– چرا مانند کاتولیک ها مباحثی مثل دخالت در کار خدا را از سوی علمای اسلامی مطرح نمی شود؟

باید این گشادگی نسبت به علم را به فال نیک بگیریم.
–  اگر بتوان در آزمایشگاه از چند ماده شیمیایی در کنار هم سلول جاندار تولید کرد طرفداران دیدگاه های مکانیستی و همچنین فلسفه ذهن از این مساله خرسند خواهند شد؟

عبارت “اگر بتوان” در ابتدای سوال شما مربوط به قبل از ۲۰ می ۲۰۱۰ می شود اکنون گام مهمی در تحقق این شرط توسط تیم تحقیقاتی کرایگ ونتر برداشته شده است و آنها توانسته اند تا حد زیادی این کار را انجام دهند. (می گویم “تا حد زیادی” چرا که هنوز دیواره ی سلولی مایکوپلاسمای تولید شده را محققین تولید نکرده اند و فقط ژنوم آن را تولید کرده اند.)

اما در پاسخ به سوال شما باید بگویم که عمل انجام شده را موید قرائت سنتی فیزیکالیسم در نظر نمی گیرم. آنچه در این آزمایش انجام شده بیشتر بیانگر آن است که حیات یک پدیده ی نوظهور است. اما بیانگر آن نیست که حیات قابل تقلیل به شیمی است. مثلاً آب ویژگی هایی دارد که مولکولهای هیدروژن و اکسیژن ندارند. ما می توانیم در آزمایشگاه از ترکیب هیدروژن و اکسیژن آب تولید کنیم اما این نشانگر آن نیست که همه ی ویژگی های آب در ویژگی های اتمهای هیدروژن و اکسیژن نهفته است. اما اگر از آموزه ی فیزیکالیسم غیر تقلیل گرا طرفداری کنید احتمالاً یافتۀ جدید شما را خوشحال خواهد کرد. بنابراین فکر نمی کنم که یافته ی مورد بحث بیانگر تقلیل زیست شناسی به شیمی بوده است. زیست شناسی به مطالعه ی ویژگی های نوظهوری می پردازد که برآمده از ماکرو مولکولهای شیمیایی اند.
–  این خبر نظریه تحویل حیات و روح و جاندار بودن به کارکرد جسم و اندام به جای حلول روح الهی و دمیدن روح از سوی خدا را تقویت می کند؟

اگر به پاسخ سوال قبل دقت کنید این آزمایش بیانگر آن است که حیات یک پدیده ی نوظهور است اما اینکه “روح” و “حیات” یک چیز هستند یا نه را باید متخصصین دینی پاسخ دهند.
–  در ارتباط علم و سیاست، با نگاهی به آنچه در مورد بمب هسته ای روی داده است، آیا ادامه این تحقیقات را مخاطره آمیز پیش بینی می کنید؟

مسائل اخلاقی پیرامون این آزمایش اهمیت بسیار زیادتری از موضوعات فوق دارند. فن آوری اخیر می تواند به تولید سلاح های بیولوژیک بسیار مخربی منجر شود که حتی نگرانی خود دانشمندان دست اندرکار را نیز ایجاد کرده و آنها خواهان نظارت بیشتر دولت آمریکا شده اند. هر چند که طی سال گذشته کاخ سفید ناظرانی را به انستیتوی ونتر اعزام کرده بوده است. اما من به این نظارت اصلاً خوشبین نیستم و آن را مصداق کامل دادن گوشت به دست گربه می دانم. تقریباً با اطمینان می توان پیش بینی کرد که در آینده شاهد تولید و بکار گیری چنین سلاح هایی خواهیم بود. از سوی دیگر از این فن آوری می توان برای تولید داروهای جدید بهره گرفت. خود ونتر هدف اصلی تحقیقات گروه را تولید جلبکی معرفی کرده است که قادر به جذب دی اکسید کربن از جو زمین باشد و از روند گرمایش روزافزون زمین بکاهد. مسئولیت اخلاقی دانشمندان در این پروژه بسیار خطیر است. در حال حاضر عده ای معتقداند که تا وضع قوانین نظارتی دقیق تر باید تحقیقات فوق را متوقف کرد، پیشنهادی که تحقق یافتن آن بعید به نظر می رسد.
–  آینده تحقیقات زیستی را چگونه پیش بینی می کنید؟ به نظر می رسد هر روز فیلم های علمی تخیلی بیشتری به واقعیت نزدیک می شوند

قرن حاضر قرن زیست شناسی است. هیچ داستان علمی تخیلی ای به گرد پای آنچه در خود علم می یابیم نمی رسد (تعبیری از دکتر علی پایا). داستانهای علمی تخیلی برساخته های انسانها هستند بدون آنکه لزوما ارتباطی به پیچیدگی های حیرت آور جهان داشته باشند. اما علوم برساخته های انسان اند در جهت بازنمایی لایه های مختلف جهان. از آنجا که جهان پیچیده است علم واقعی از هر داستان علمی تخیلی ای پیچیده تر و اعجاب آور تر است. و در میان علوم، زیست شناسی به علم مطالعۀ پیچدگی ها معروف است. بنابراین باید منتظر اکتشافاتی درزیست شناسی باشیم که فکر آن را هم نمی توانیم بکنیم.

تحریریه خط خبر دانش شهر ضمن پیگیری آخرین خبرهای پروژه حیات مصنوعی، گفتگوهای دیگری را با صاحب نظران و متخصصین این عرصه در دست انجام دارد. برای اطلاع از آخرین اخبار و دیدگاه ها، اخبار جدید خط خبر دانش شهر را دنبال کنید…

از مقاله های دکتر صمدی می توان به موارد زیر اشاره کرد:

حیات مصنوعی خطرناکتر از بمب هسته ای و نوید بخش تر از هر دستاورد علمی دیگر

 

دکتر موسی اکرمی

خط خبر دانش شهر : اعلام خبر دستیابی به فناوری ایجاد نمونه مصنوعی از حیات، تا حدی در جهان علم و فلسفه بازتاب داشته است که با وجود گذشت یک هفته هنوز از تب و تاب آن کاسته نشده است. خط خبر دانش شهر در گفتگویی با دکتر موسی اکرمی مدیر گروه فلسفه علم دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات، ابعاد گوناگون این خبر را  مورد بررسی قرار داده است. از دکتر موسی اکرمی ده ها مقاله و کتاب به زبان های فارسی انگلیسی به چاپ رسیده است. شما می توانید مختصری از سوابق و فعالیت های دکتر اکرمی را در اینجا بیابید.

توضیح: به منظور حفظ ادبیات خاص دکتر اکرمی خط خبر دانش شهر از هر گونه ویرایش متن گفتگو خودداری کرده است.

– خبر تولید حیات مصنوعی را از دیدگاه یک پژوهشگر فلسفه علم چگونه ارزیابی می کنید؟

پاسخ: من این خبر را در چارچوب انتظاری که از علم می توان داشت، مثبت ارزیابی می کنم.

- در مقایسه با واکنش های سریع واتیکان و دیگر ادیان، چرا جامعه دینی شیعی در مقابل حیات مصنوعی، شبیه سازی و از این قبیل تحقیقات موضع گیری نمی کند؟

پاسخ: باید از نمایندگان خود این جامعه پرسید. من “حدس” هائی می زنم که چه بسا “ابطال” شوند.

- چرا مانند کاتولیک ها مباحثی مثل دخالت در کار خدا را از سوی علمای اسلامی مطرح نمی شود؟

پاسخ: باز هم باید از خود “علمای اسلامی” پرسید. اما تا آنجا که من با آثار یک “عالم اسلامی” مانند مرحوم آقای مطهری آشنا هستم، کسی مانند ایشان این ” تولید حیات مصنوعی” را نه “دخالت در کار خدا” بلکه مثلاً بهره گیری از “قوانین طبیعت” که آفریدۀ خدا هستند می داند.

- اگر بتوان در آزمایشگاه از چند مادۀ شیمیایی در کنار هم سلول جاندار تولید کرد، طرفداران دیدگاه های مکانیستی و همچنین فلسفه ذهن یا اصولا چه کسانی از این مساله خرسند خواهند شد؟

پاسخ: این گونه “تولید سلول جاندار” تولیدِ آزمایشگاهیِ دی. ان. آ. بر پایۀ علم به ساختار مولکولیِ آن و قرار دادن آن در شرایط مناسبِ تکثیر و رشد است. این البته می تواند تأیید کنندۀ دیدمان “فیزیکی گرایی” [/ "فیزیکی انگاری" / "فیزیک گرایی" / "فیزیکالیسم"] باشد. که پیامد های مهمی برای همۀ حوزه های معرفتی فوق خواهد داشت. این دیدمان همواره باورمندانی داشته است و اینک گواه درخشانی در تأیید نگرش خود دارند.

- آیا این خبر نظریه تحویل حیات و روح و جاندار بودن به کارکرد جسم و اندام به جای حلول روح الهی و دمیدن روح از سوی خدا را تقویت می کند؟

پاسخ: دانشمندان با این عمل نشان داده اند که می توانند ساختارِ مادی ای را در آزمایشگاه پدید آورند که حامل حیات شود. یعنی نشان داده شده است که اگر ساختار مادی قابلیت حیات پیدا کند ویژگی های زیستی را نشان خواهد داد و زنده می شود. این دیگر مهم نیست که این ساختار مادی ویژۀ مستعد حیات به گونه ای طبیعی تولید شود یا به گونه ای مصنوعی. اما اگر کسی به خاستگاه الوهیِ عروض یا ظهور حیات باور داشته باشد هنوز می تواند از برنهاد خود دفاع کند. مثلاً با نگرشی صدرایی به شما بگوید این نشان دهندۀ “جسمانیة الحدوث” بودن “روح” است. یا ممکن است یک نفر با تمسک به فراآیی (supervenience) به شما بگوید هرگاه سامانه ای مادی با ویژگی های الف و ب و پ و… پدید آمد حیات “فراآیه” (supervenient) ای است که بر این “فروآیه” (subvenient) فراآیی دارد. این چنین فردی می تواند هنوز به خاستگاهی فرامادی برای فراآیه ای چون حیات باور داشته باشد. هر پاسخ دهیِ مخالفی شیوۀ دیگری را نیاز دارد.

- مفهوم حرکت جوهری در نظریات ملاصدرا آنجا که روح را محصول تکامل جسم می داند و روح را با پیشرفت جسم در رشد می بیند با این کشف تقویت می شود؟

پاسخ: همان گونه که در پاسخ به پرسش پیشین گفته شد، این پدیده می تواند دست کم با نیمی از برنهاد صدرایی “جسمانیة الحدوث و روحانیة البقاء” سازگار باشد، البته به شرطی که وجود روح چونان هستومندِ عهده دارِ حیات، پذیرفته شود. اگر کسی به هر دلیل وجود روح را نپذیرد به حدوث روح از خاستگاه جسمانی نیز باور نخواهد داشت. پس از پذیرفتن روح و باور به خاستگاه جسمانی آن، بقای آن موضوع دیگری است که شاید به آسانی پذیرفته شود و شاید هم پذیرفته نشود. به هر روی پذیرش آن بر پایۀ علم نخواهد بود و نیازمند پذیرفتن دلیل از حوزه ای غیر علمی است.

- در ارتباط علم و سیاست، با نگاهی به آنچه در مورد بمب هسته ای(اتمی) روی داده است، آیا ادامه این تحقیقات را مخاطره آمیز پیش بینی می کنید؟

پاسخ: بی گمان. نه تنها دولت ها تلاش می کنند چنین دانش-فنی را در راستای خواست های سیاسی و اقتصادی خود در عرصۀ ملی و جهانی به خدمت گیرند، بلکه گروه های تروریستی نیز خواهند کوشید بدان دست یابند و در چارچوب اهداف خود به کار برند. بی گمان همۀ اشخاص حقیقی و حقوقی ای که خود را در برابر انسان و طبیعت مسئول می دانند باید ضمن خوشامد گویی به چنین دستاوردی در پی چاره جویی برای مهار و کسب اطمینان از بهره گیریِ در خور و سنجیده از آن باشند. در آینده، همگام با گسترش این دانش-فن شاهد پدیدآییِ نهاد های گوناگونی از سوی گروه ها و جمعیت های گوناگون خواهیم بود. جریان هائی در دولت ها و گروه های غیردولتی در پی بهره گیری نادرست از آن خواهند بود. از این رو مخالفان و دیده بانان گوناگونی شکل خواهند گرفت. اگر این تیغ در کف زنگی مست قرار گیرد چه بسا خطرناک تر از سلاح هسته ای باشد. از این رو همۀ آگاهان و نخبگانِ نیکخواه باید با حساسیت بیشتر مراقب هر گونه بدکرداری در این زمینه از سوی هر شخص حقیقی و حقوقیِ دولتی و غیر دولتی در هر کشور با هر گونه توجیه سیاسی و اقتصادی و دینی و اخلاقی و…باشند.

معرفی کتاب " دکارت و فلسفه ذهن "

 

سلسله نشست‌های فلسفه‌ی زیست‌شناسی  

 

 سلسله نشست‌های فلسفه‌ی زیست‌شناسی

 معرفی کتاب

چه چیز زیست‌شناسی را بی‌همتا می‌سازد؟

(ارنست مایر)

یکشنبه ۹ خرداد ساعت  ۱۰

سالن شورای دانشکده‌ی فلسفه

ارائه دهنده : مریم راستی

فلسفه غرب چیزی جز فلسفه‌بافی نیست

 

به گزارش خبرنگار مهر در قم، دکتر سید شمس‌الدین حجازی شامگاه پنجشنبه در مراسم اختتامیه پانزدهمین جشنواره قرآنی دانشجویان دانشگاه‌های علوم پزشکی کشور که در مجتمع یاوران مهدی(عج) برگزار شد با بیان اینکه روزها و شب‌هایی که با قرآن همراه باشد بسیار دل‌انگیز و پرخاطره است اظهار داشت: با قرآن فضایی معنوی و آرامشی جاودانی بر زندگی انسان حاکم می‌شود.

وی با اشاره به تاکیدات رهبر معظم انقلاب مبنی بر ورود فلسفه اسلامی بر شئونات اجتماعی زندگی مردم ادامه داد: فلسفه غرب چیزی جز فلسفه‌بافی نیست و تنها سخنانی سطحی و مبتذل است از این رو باید فلسفه اسلامی وارد متن زندگی مردم شود.

حجازی خاطرنشان کرد: آشنایی، انس و عمل به قرآن کریم باید در بین جوانان و دانشجویان تعمیم یابد و قرآن در راس امور و برنامه‌ها‌ی زندگی ما قرار گیرد.

رئیس دانشگاه علوم پزشکی قم با بیان اینکه قرآن باید در حوزه مدیریت و اجتماعی جاری باشد تصریح کرد: نباید به حداقل مزایای این حکمت الهی اکتفا کرد باید تلاش کنیم تا به مباحث و مفاهیم قرآنی جامه عمل بپوشانیم.

وی ابراز داشت: نباید برنامه‌های ما در توجه و اهتمام به قرآن کریم تنها در برگزاری همایش و جشنواره‌های چند روزه خلاصه شود بلکه باید در این زمینه برنامه‌ریزی‌های مدون و مناسبی داشته باشیم و فعالیت‌های قرآنی را گسترش دهیم.

حجازی گفت: مفاهیم قرآنی باید در تمام شئونات زندگی ما وارد شود تا حضور معارف دینی و الهی را در زندگی خود درک کنیم.

پی نوشت:....................................................................................................................