به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، نشست «مباحث روش‌شناختي كيهان‌شناسي» با حضور موسي اكرمي، استاد فلسفه علم و نويسنده آثار متعدد اين زمينه، عصر ديروز (اول دي ماه) در موسسه حكمت و فلسفه ايران برگزار شد.

اكرمي سخنانش را با جمله معروفي از انيشتين آغاز كرد كه در آن گفته است «من علاقه‌مندم كه دريابم خدا چگونه جهان را آفريد و انديشه خدا چه بوده است» او سپس تعريفي از كيهان‌شناسي ارايه كرد و گفت: هرگونه توصيف و تبيين از جهان با هر ديدگاه به مثابه يك كل، كيهان‌شناسي خوانده مي‌شود. اين علم در بسياري از سنت‌هاي پيشين وجود داشته است و افلاطون از نخستين فيلسوفاني است كه چگونگي شكل‌گيري جهان را بررسي مي‌كند.

وي به تعريفي از كيهان‌شناسي اشاره كرد و گفت: اگر قرار باشد كيهان‌شناسي را تعريف كنيم، اين علم به معناي مطالعه نقطه آغاز جهان و تحول آن در طي زمان است. حال بايد دريافت كه آيا مي‌توان با نگرشي علمي به پاسخ‌هايي كه از چگونگي شكل‌گيري جهان مطرح است، دست يافت؟

اكرمي افزود: در ابتداي ورود به بحث كيهان‌شناسي علمي، آشنايي با چگونگي پيدايش اين علم ضروري است، مانند اين كه كيهان‌شناسي به دنبال تلاش‌هاي فيزيك مدرن در عصر كوپرنيكي تجلي يافت. به اعتقاد كوپرنيك، قوانين فيزيكي كه بر كره زمين حاكم است، بر ديگر بخش‌ها نيز حاكم است و به اين طريق مي‌توان جهان را شناخت.

نويسنده «واژه‌نامه كيهان‌شناسي» ادامه داد: تجلي اوليه كيهان‌شناسي و پذيرفتن اصل كوپرنيكي در «مكانيك آسمان» نيوتن جلوه‌گر شد. اصلي كه حركت اشياي كوچك در زمين تا اجرام بزرگ در كيهان با استفاده از آن بررسي شدند، اين گونه بود كه كيهان‌شناسي علمي شكل گرفت و در سال 1916 با نظريه نسبيت انيشتين مراحلي از شكوفايي را گذراند و سپس به نظريه مهبانگ (big bang) ختم شد. با استفاده از جهان‌شناسي استاندارد مي‌توان از آغاز و تحول و انجام جهان آگاه شد.

وي افزود: بشر با جهاني روبه‌‌روست كه از حالت آغازينش با اندازه‌اي كوچك، چگالي زياد و دماي بالا شروع به تحول كرد و با قوانيني كه بر آن حاكم است، به انبساط ادامه داد و به اين نقطه رسيد. اين انبساط با شواهد و قراين قابل قبولي از سوي «هابل» متخصص رصد اجرام و ساختارهاي بزرگ جهان به اثبات رسيد. با استفاده از اين شواهد متوجه مي‌شويم كه تمام اجرام آسماني گرايش به بيرون دارند و به طور مدام از يكديگر دور مي‌شوند.

نويسنده كتاب «كيهان‌شناسي افلاطون» كيهان‌شناسي استاندارد را بر اصلي استوار دانست كه توسط افرادي نظير انيشتين بررسي شدند و گفت: بر اساس يكي از شاخصه‌هاي اين اصل، تمامي مواد به طور همگن در جهان توزيع شده‌اند و جهان در همه جهات به چشم يك ناظر يكسان به نظر مي‌رسد. با تكيه بر اين اصل است كه مي‌توان نعادلات انيشتين را حل كرد.

اكرمي درباره مباحث مهم در كيهان‌شناسي گفت: اين مباحث پاسخي به اين سوال است كه جهان در لحظات آغازين چگونه بوده است. همچنين اين سوال كه كهكشان‌ها و ستارگان چگونه شكل گرفته‌اند؟ بررسي ماده يا انرژي تاريك كه حدود نود درصد از جهان را تشكيل داده است نيز از مسايل مهم در اين علم‌ به شمار مي‌آيند.

وي افزود: در كنار مباحث علمي كيهان‌شناسي مباحث فلسفي نيز مطرح است، در اين بخش سوالاتي نظير اين كه «اصلا چرا چيزي وجود دارد» (پرسش معروف لايب‌نيتس)، چرا قوانين فيزيكي به اين شكلند و چرا به شكل ديگري نيستند، شرايط آغازين جهان و قوانين فيزيكي كه تحولات كيهان را توجيه مي‌كنند، اكنون چگونه‌اند و خلاصه اين كه اصلا چرا قوانين فيزيك وجود دارند و آيا اساسا قانوني هست؟ فلسفه علم در سوالات ديگر خود به اين پرسش مي‌رسد كه چرا اين تحولات منجر به وجود موجودي هوشمند (انسان) شد.

استاد دانشگاه آزاد اسلامي در ادامه به معادله «ميدان» انيشتين اشاره كرد و گفت: جهان از نقطه‌اي فوق‌‌العاده آغازين و در زمان صفر شروع به انبساط كرد و از زمان 10 به توان منهاي 35 ثانيه كه به لحظه «تورمي» مشهور است، با سرعت بيشتري منبسط شد. پس از آن اين سرعت يكنواخت شد كه تاكنون نيز ادامه دارد. جهان در حدود 300 هزار سال پس از پيدايش، تاريك بود زيرا دماي آن به حدي زياد بود كه اتمي در آن امكان وجود نداشت.

وي افزود: جهان تا آن زمان از ذرات باردار تشكيل شده بود، به همين دليل يون‌ها با فوتون‌ها تركيب شدند و فرصت نوردهي را گرفتند. با پايين آمدن دما و تشكيل اتم، نور از كنش و واكنش ماده آزاد و با دمايي يكسان در سرتاسر فضا رها شد. عنوان مهبانگ (BIG BANG) نيز همزمان با اين نظريه به آغاز جهان نسبت داده شد. حدود يك ميليون سال پس از تشكيل كيهان، كهكشان‌ها و ستارگان پديد آمدند. تشكيل كهكشان راه شيري و به دنبال آن زمين در چند هزارم ثانيه‌هاي پاياني تحولات و انبساط كيهان به وقوع پيوست.

اكرمي سپس به بيان مباحث روش‌شناختي كيهان‌شناسي پرداخت و گفت: جهاني كه از آن سخن مي‌گوييم، يگانه است و ما با ابژه‌اي يكتا روبه‌روييم. اين يگانگي از ديدگاه فيلسوفان بحث‌برانگيز است، بر اين مبنا كه ما چگونه قادريم نظرياتمان را درباره وجودي يگانه بسط دهيم، در حالي كه نمونه ديگري براي مقايسه نيست.

نويسنده حوزه فلسفه افزود: در اينجا به دو حالت روبه‌روييم؛ يا جهان ديگري وجود ندارد يا در صورت وجود، با همين قوانين قابل بررسي ‌است. البته ابتدا بايد دريافت كه تا چه اندازه به كمك قوانين حاكم بر اين جهان مي‌توان به مشاهده اجزاي گوناگون ديگر بخش‌هاي جهان پرداخت.

وي در جمع‌بندي سخنانش گفت: بشر از سويي با يك تك‌شئ و از سوي ديگر با شكاكيت كانتي مواجه است، بر اين اساس كه عقل در كيهان‌شناسي با تعارض‌هايي در احكام مواجه است، زيرا براي هر تزي يك آنتي‌تز وجود دارد. به اعتقاد كانت كيهان‌شناسي عقلي و استدلالي امكان‌ناپذير است. حال بر عهده كيهان شناسان و فيلسوفان است كه با بررسي‌هاي علمي و نظريه پردازي‌هايشان به ابهامات پاسخ گويند.