فلسفه علم، انديشه دانشمند را پرواز ميدهد

دكتر رضا عليزاده در گفتوگو با خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، از مراحل پاياني ترجمه كتاب «درآمدي به فسلفه زيستشناختي» خبر داد و گفت: براي انتشار كتاب با يكي از موسسات نشر وارد مذاكره شدهام.
وي درباره اين اثر گفت: روزنبرگ، نويسنده كتاب، به فلسفه عمومي اين رشته ميپردازد. تاكنون كتابي با اين موضوع در ايران منتشر نشده است و بيشتر فلسفههاي علم كه در كشورمان طرح شدهاند، در حوزه رياضيات و فيزيك قرار ميگيرند.
عليزاده ادامه داد: كتابهاي مناسب حوزه فلسفه عمومي زيستشناسي به دليل ارتباط موضوعي با پزشكي ميتوانند پزشكان را نيز به فلسفه علم علاقهمند كنند و آنان را به اين امر توجه دهند كه مسايل فلسفي در رشته آنان نيز وجود دارد.
وي اين كتاب را شامل پاسخ به برخي پرسشهاي بنيادي و كلي در فلسفه زيستشناسي برشمرد و گفت: اين فلسفه به پرسشهاي متعددي پاسخ ميگويد نظير تحقيقپذيري يا تحقيقناپذيري زيستشناسي و فيزيك، آيا زيستشناسي نيز نظير فيزيك و شيمي شامل نظريههاي متعدد است، آيا نظريه انتخاب طبيعي داروين ابطالپذير است و داروين در اين نظريه چه مطرح كرده است كه زيستشناسي را با پيش از آن متفاوت كرد.
اين مترجم ادامه داد: روزنبرگ در نهايت مباحث روزآمدتري مانند مسايل زيستي اخلاق را مطرح ميكند، مبني بر اين كه آيا ميتوان قرايني از اخلاق ارايه داد كه مبتني بر زيستشناسي و يافتههاي اين علم و همچنين انتخاب طبيعي باشد؟ روزنبرگ در اين مسايل نظرات عمدهاي را مطرح ميكند.
وي درباره تأثير عيني توجه و گسترش فلسفه علوم مختلف گفت: تاريخ علم نشان داده است كه اساسا دانشمنداني كه در سرحدات علوم قرار ميگيرند، نظريهپردازي ميكنند و نقش مولد را بر عهده دارند، افرادياند كه در حوزههاي خود به شدت درگير مسايل فلسفياند.
عليزاده ادامه داد: بنابراين يكي از عوامل اصلي در توليد علم اين است كه ما بتوانيم نظريهپردازي مولد داشته باشيم و اين نظريهپردازي مولد تا اندازه زيادي مبتني بر فلسفه است. در روح مباحث فلسفي، خلاقيتي جريان دارد كه راه نظريهپردازي را هموار ميكند.
وي افزود: شاهد اين مدعي آن كه بيشتر نظريهپردازان فلاسفه محبوب خود را داشتند و عضو انجمنهايي بودند كه مسايل فلسفي و بررسي آنها در مركز توجهشان قرار داشت. بنابراين ميبينيم كه تعاملي ميان دانشمندان مطرح علوم مختلف و فلاسفه وجود دارد و حتي ميتوان با استناد به مواردي نشان داد كه اين دو حوزه بر يكديگر تأثير گذاشتهاند. به عنوات مثال، نظريه «اتميسم» يونان باستان، الهامبخش كوانتوم به شمار ميآيد.
عليزاده نتيجهگيري كرد: علوم و فلسفه، تعاملي دو طرفه داشتند و اين نكته در كشور ما بسيار حايز اهميت است، زيرا فضاي علمي كشورمان بيشتر مصرف كننده است تا توليدكننده و ما جايگاه خوبي در نظريهپردازيهاي علمي نداريم.
وي يادآور شد: تعداد مقالات، معيار صحيحي براي سنجش توليد علم نيست، بنابراين نبايد با استناد به آنها مدعي توليد شد. اين توليد به خلاقيت نياز دارد، بنابراين بايد خلاقيت را ايجاد كرد و فلسفه موثرترين عامل در ايجاد اين خلاقيت است چرا كه فلسفه آميخته با خلاقيت است.
عليزاده ادامه داد: در فلسفه، نوعي تخيل افسارگسيخته و ژرف وجود دارد كه دانشمندان را در پرواز دادن تفكراتشان و رسيدن به نتيجه ياري ميدهد. همچنين در جوامع علمي يك رابطه معنادار ميان گسترش فسلفه و تفكر علمي وجود دارد كه در نهايت به رشد علمي ميانجامد.
وي بار ديگر تاكيد كرد: نوشتن مقالات متعدد سبب رشد علمي نميشود و در بهترين حالت تنها يك پارادايم جديد خلق ميكند. براي مثال ايجاد جبر از سوي ايرانيان يك پارادايم جديد به شمار ميآيد، اما اكنون مدتهاست كه از آن دوران فاصله گرفتهايم و خلق پارادايم و رشد علمي چندان در كشورمان چشمگير نيست.
عليزاده در پايان گفت: به گمان من، فلسفه علم ميتواند تخيل را در دانشمندان افزايش داده، آنان را به سوي رشد علمي رهنمون شود.
وي درباره اين اثر گفت: روزنبرگ، نويسنده كتاب، به فلسفه عمومي اين رشته ميپردازد. تاكنون كتابي با اين موضوع در ايران منتشر نشده است و بيشتر فلسفههاي علم كه در كشورمان طرح شدهاند، در حوزه رياضيات و فيزيك قرار ميگيرند.
عليزاده ادامه داد: كتابهاي مناسب حوزه فلسفه عمومي زيستشناسي به دليل ارتباط موضوعي با پزشكي ميتوانند پزشكان را نيز به فلسفه علم علاقهمند كنند و آنان را به اين امر توجه دهند كه مسايل فلسفي در رشته آنان نيز وجود دارد.
وي اين كتاب را شامل پاسخ به برخي پرسشهاي بنيادي و كلي در فلسفه زيستشناسي برشمرد و گفت: اين فلسفه به پرسشهاي متعددي پاسخ ميگويد نظير تحقيقپذيري يا تحقيقناپذيري زيستشناسي و فيزيك، آيا زيستشناسي نيز نظير فيزيك و شيمي شامل نظريههاي متعدد است، آيا نظريه انتخاب طبيعي داروين ابطالپذير است و داروين در اين نظريه چه مطرح كرده است كه زيستشناسي را با پيش از آن متفاوت كرد.
اين مترجم ادامه داد: روزنبرگ در نهايت مباحث روزآمدتري مانند مسايل زيستي اخلاق را مطرح ميكند، مبني بر اين كه آيا ميتوان قرايني از اخلاق ارايه داد كه مبتني بر زيستشناسي و يافتههاي اين علم و همچنين انتخاب طبيعي باشد؟ روزنبرگ در اين مسايل نظرات عمدهاي را مطرح ميكند.
وي درباره تأثير عيني توجه و گسترش فلسفه علوم مختلف گفت: تاريخ علم نشان داده است كه اساسا دانشمنداني كه در سرحدات علوم قرار ميگيرند، نظريهپردازي ميكنند و نقش مولد را بر عهده دارند، افرادياند كه در حوزههاي خود به شدت درگير مسايل فلسفياند.
عليزاده ادامه داد: بنابراين يكي از عوامل اصلي در توليد علم اين است كه ما بتوانيم نظريهپردازي مولد داشته باشيم و اين نظريهپردازي مولد تا اندازه زيادي مبتني بر فلسفه است. در روح مباحث فلسفي، خلاقيتي جريان دارد كه راه نظريهپردازي را هموار ميكند.
وي افزود: شاهد اين مدعي آن كه بيشتر نظريهپردازان فلاسفه محبوب خود را داشتند و عضو انجمنهايي بودند كه مسايل فلسفي و بررسي آنها در مركز توجهشان قرار داشت. بنابراين ميبينيم كه تعاملي ميان دانشمندان مطرح علوم مختلف و فلاسفه وجود دارد و حتي ميتوان با استناد به مواردي نشان داد كه اين دو حوزه بر يكديگر تأثير گذاشتهاند. به عنوات مثال، نظريه «اتميسم» يونان باستان، الهامبخش كوانتوم به شمار ميآيد.
عليزاده نتيجهگيري كرد: علوم و فلسفه، تعاملي دو طرفه داشتند و اين نكته در كشور ما بسيار حايز اهميت است، زيرا فضاي علمي كشورمان بيشتر مصرف كننده است تا توليدكننده و ما جايگاه خوبي در نظريهپردازيهاي علمي نداريم.
وي يادآور شد: تعداد مقالات، معيار صحيحي براي سنجش توليد علم نيست، بنابراين نبايد با استناد به آنها مدعي توليد شد. اين توليد به خلاقيت نياز دارد، بنابراين بايد خلاقيت را ايجاد كرد و فلسفه موثرترين عامل در ايجاد اين خلاقيت است چرا كه فلسفه آميخته با خلاقيت است.
عليزاده ادامه داد: در فلسفه، نوعي تخيل افسارگسيخته و ژرف وجود دارد كه دانشمندان را در پرواز دادن تفكراتشان و رسيدن به نتيجه ياري ميدهد. همچنين در جوامع علمي يك رابطه معنادار ميان گسترش فسلفه و تفكر علمي وجود دارد كه در نهايت به رشد علمي ميانجامد.
وي بار ديگر تاكيد كرد: نوشتن مقالات متعدد سبب رشد علمي نميشود و در بهترين حالت تنها يك پارادايم جديد خلق ميكند. براي مثال ايجاد جبر از سوي ايرانيان يك پارادايم جديد به شمار ميآيد، اما اكنون مدتهاست كه از آن دوران فاصله گرفتهايم و خلق پارادايم و رشد علمي چندان در كشورمان چشمگير نيست.
عليزاده در پايان گفت: به گمان من، فلسفه علم ميتواند تخيل را در دانشمندان افزايش داده، آنان را به سوي رشد علمي رهنمون شود.
+ نوشته شده در پنجشنبه ششم آبان ۱۳۸۹ ساعت 1:36 توسط
|
در این وبلاگ اخبار فلسفه علم و حوزه های مرتبط منتشر می شود.